X
تبلیغات
سفر
حالا راحت‌تر می‌توان چسبیده‌های محیط زیست را شناخت؛
چگونه‌اش را نمی‌دانیم ولی اینانلو از ماجرا آگاهی یافت و به عنوان چهره‌ای رسانه‌ای و احتمالا صاحب نفوذ در سازمان عریض و طویل صداوسیما، چندین هفته بعد و زمانی که حتی کفاشیان، رئیس فدراسیون فوتبال درباره این ایده اظهار نظر کرده بود، در یک برنامه رادیویی (بشنوید و دانلود کنید) از ایده مطرح شده استقبال کرد تا نامش به این طرح سنجاق شود.
کد خبر: ۳۷۶۲۸۷
تاریخ انتشار: ۱۵ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۷:۵۷ - 04 February 2014
شاید ایراد از فردوسی پور هم باشد؛ مجری توانمندی که سعی می‌کند از ریزترین مسائل پیرامون فوتبال آگاهی یافته و به بهانه فوتبال، گاه سوژه های اجتماعی، محرومیت ها، معضلات و... را هم به نوعی ظریف پیگیری می‌کند تا به حق یکی از موفق ترین چهره‌های تلویزیونی کشور در سالهای گذشته لقب بگیرد اما گویا درج تصویر یوز برایش جذابیت نداشته که فرصتی به مطالعه پیرامون آن اختصاص نداده تا دست کم بتواند دروغ آشکار مهمان تلفن برنامه‌اش را برملا کند.

به گزارش «تابناک»، برای نخستین بار در دنیای فوتبال قرار است یک تیم با پیراهنی منقش به تصویر یک گونه در خطر انقراض در جام جهانی به میدان برود؛ این اتفاق مهم موجب شد که برنامه پر بیننده نود به سراغ حیات وحش رفته و گفت‌وگویی تلفنی داشته باشد با «محمدعلی اینانلو»؛ همان مجری نام آشنای صداوسیما و شبکه شیک جام جم که برای فارسی زبانان ایران و جهان از محیط زیست ایران می‌گوید اما به تازگی آشکار شده که چندان دوست دار محیط زیست نیست!

سقوط آزاد «محمدعلی اینانلو» با دروغ شاخدار در برنامه نود! +اسناد
شکارچی کهنه کار که پس از دستگیری ماه گذشته برادرش به جرم شکار غیرقانونی، همه عالم و آدم را مقصر خوانده بود الا برادرش، به عنوان «کارشناس محیط زیست» روی خط برنامه زنده آمد و در بی اطلاعی مجری و عوامل برنامه نود، ادعایی مطرح کرد که همه را انگشت به دهن گذاشت؛ «ایده اولیه این ماجرا به من اختصاص داشت ولی طرحی که سرانجام روی پیراهن تیم ملی رفت، با آنچه انتظار داشتیم متفاوت است.» دروغی آشکار و شاخدار که به راحتی قبل اثبات است.

اگر خبرنگاران و اصحاب رسانه به کمک مقاله محمد درویش، فعال نام آشنای محیط زیست از این پیشنهاد آگاه شده (اصل مقاله را اینجا بخوانید) و همه به نیکی می‌دانند که درویش در همان مقاله صاحب این ایده را «آرش نورآقایی»، از پیشکسوتان و فعالان حوزه‌ میراث فرهنگی و بوم‌گردی کشور معرفی کرده است، حالا که این ایده اجرایی شده و جای خوشحالی دارد، بینندگان نود به واسطه سخنان کذب اینانلو فرض متفاوتی در ذهنشان شکل گرفت.

ماجرا زمانی جالب تر می‌شود که بدانیم نورآقایی، ایده پرداز اصلی ماجرا حدود شش ماه پیش در سایت شخصی خود، ضمن توضیح ایده‌اش برای ویرایش و بهره برداری، از دو تن به عنوان افرادی که ایده را با ایشان در میان نهاده نام برده است؛ دکتر ناصر کرمی و محمد درویش نه اینانلویی که همه را محکوم به بی اخلاقی می‌کند اما از فرصت به دست آورده در برنامه نود برای زدودن زشتی های منتسب به خود بهره گرفته و در این راه از دروغگویی نیز ابایی ندارد.

نظرات درج شده ذیل پست «امیدوارم اجرایی باشد» هم جالب توجه است؛ دوست داران محیط زیست هر یک راهی برای حمایت از این ایده معرفی کرده‌ و آنچنان یکپارچه نشان داده‌اند که می‌تواند چرایی وقوع این اتفاق مبارک در بلبشوی مدیریتی کشورمان را دریافت اما جالب اینجاست که یکی تهیه تصاویر را عهده دار شده، دیگری ماجرا را به دیگر فعالان محیط زیستی و به ویژه خبرنگاران این حوزه اطلاع داده و خلاصه از هر دری سخن گفته شده و از بسیاری یاد شده الا اینانلو!

البته این گونه هم نبوده که اینانلو بی اطلاع از ماجرا باشد بلکه ایده پرداز اصلی ماجرا در پست بعدی خود از کسانی که ایده‌اش را پیگیری کرده‌اند، صمیمانه قدر دانی کرده و از اینانلو هم نام برده است؛ بی اطلاع از اینکه ممکن است روزی همین فرد نام همه را زیر سبیلی رد کرده و خودش را عامل دست یابی به موفقیت بزرگ حاصل شده بنامد!

چگونه‌اش را نمی‌دانیم ولی اینانلو از ماجرا آگاهی یافت و به عنوان چهره‌ای رسانه‌ای و احتمالا صاحب نفوذ در سازمان عریض و طویل صداوسیما، چندین هفته بعد و زمانی که حتی کفاشیان، رئیس فدراسیون فوتبال درباره این ایده اظهار نظر کرده بود، در یک برنامه رادیویی (اینجا بشنوید و از اینجا دانلود کنید) از ایده مطرح شده استقبال کرد تا نامش به این طرح سنجاق شود.

خوب که به گفت‌وگوی رادیویی آن روز دقیق شویم، درخواهیم یافت از همان زمان نیت اینانلو از ورود به ماجرا قابل حدس می‌نمود و احتمالا به همین دلیل سخنان اینانلو سخنان خود را با «از این پیشنهاد استقبال می کنم...» شروع کرد تا به «ما اگر پیشنهاد بدهیم که در جام جهانی، یوزپلنگ به عنوان نماد ایران باشد، به جاست»!

سقوط آزاد «محمدعلی اینانلو» با دروغ شاخدار در برنامه نود! +اسناد

همه ابهامات مجابمان کرد تا با نور آقایی هم کلام شده و از او بپرسیم نظرش راجع به ادعای اینانلو چیست؟ اما انتظار نداشتیم که این پاسخ را از ایده پرداز درج تصویر یوز روی پیراهن ملی پوشان بشنویم: «تمایل ندارم در این باره صحبت کنم. برای من اصل موضوع مهم است که خوش بختانه موفقیت آمیز بود و سنت فیفا را شکست؛ اینکه بعد چه شد و چه کسی بهره برد و چه کسی نه، مهم نیست. تا همین لحظه موفقیت های بزرگی به دست آمده که  بهتر است به آنها بپردازیم.»

با این تفاسیر به نظر راحت تر از قبل می‌توان قضاوت کرد که چه کسی چسبیده محیط زیست و یوز ایرانی ست و چه کسی قصد دارد با پز محیط زیست دوستی، حتی از نمد ورود یوز به زمین فوتبال برای خود کلاه بسازد!

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392ساعت 1:14 توسط وحید نظری |

از این به بعد قصد دارم کتاب هایی را که به شخصه می خوانم در وب لاگم معرفی کنم تا شاید اگر کسی دوست داشت در آن مبحث کتابی را خریداری کند، شاید این معرفی بتواند کمکی برای انتخاب بهتر وی باشد... اگر توانستم سعی می کنم جمع بندی کلی نیز درباره کتاب مورد نظر ارائه بدهم.


اولین کتابی که می خواهم در وب لاگم معرفی کنم و چند وقت پیش به دستم رسید کتاب: نگاهی به شاه اثر عباس میلانی استاد دانشگاه استنفورد آمریکاست .

این کتاب چاپ ایران نیست و به همین دلیل شاید پیدا کردن آن قدری مشکل باشد ولی اگر عاشق مطالعه در مورد تاریخ معاصر ایران هستید و به دنبال اطلاعات ناب و با پشتوانه ایی هستید این کتاب می تواند به شدت به کارتان بیاید، این کتاب 550 صفحه ایی از اواخر دوران قاجار آغاز و در نهایت در حوادث انقلاب و بعد از انقلاب پایان می یابد، در این میان بیشتر صفحات کتاب به کلاف سردر گم اتفاقات و حوادث دوران پهلوی دوم  روابط شخصی وی و اطرافیان او و انقلاب ایران می پردازد .

 امیدوارم اگر دوست دار چنین موضوعاتی هستید حتما این کتاب را مطالعه کنید و از نگارش متفاوت آن لذت ببرید.


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1392ساعت 19:6 توسط وحید نظری |

بدون شک ایران و شهر تهران دارای پیست های اسکی نسبتا خوبی است و چه لذتی برای عاشقان سرعت از این بهتر که بتوانند لذت سرعت را در پیست های اسکی بیابند.

از جمله پیست های اسکی که خودم تا به حال امتحان کرده ام پیست های  اسکی دیزین، شمشک، دربند سر و آبعلی هستند.

در مورد دیزین باید بگویم که طولانی ترین و از لحاظ امکانات کامل ترین پیست اسکی است که در ایران موجود است و امکاناتی شامل هتل، چندین تله سیژ و تله کابین و انواع مختلف دیگر لیفت و رستوران را داراست و از دو مسیر می توان به آن دست یافت.

مسیر اول : جاده ای که بیشتر اوقات سال باز است ولی طولانی تر است و مسیر آن از تهران- کرج -گچسر -دو راهی دیزین و دیزین می باشد و مسیر دوم : مسیری که کوتاه تر است ولی اکثر اوقات بسته است و بیشتر برای اهالی مرکز و شرق تهران مناسب است و مسیر آن تهران- گردنه قوچک به سمت لواسان- شمشک - دیزین است.

پیست اسکی دیزین دارای ارتفاع نسبتا زیادی در قسمت قله است و این موضوع می تواند شرایط را برای افرادی که بدنشان به فعالیت در ارتفاع زیاد عادت ندارد قدری مشکل باشد، گرچه اسکی کردن از نیم قله به پائین هم برای گرم کردن و در  عین حال کسانی که هنوز آمادگی لازم برای اسکی را ندارند انتخاب خوبی است.


این هم لینک به وب سایت پیست اسکی دیزین:http://www.dizinpad.com/


پیست اسکی شمشک: راه دستیابی به این پیست از طریق تهران- اتوبان بابایی- لشگرک- شمشک است . دستیابی به این پیست از شرق تهران ساده تر و نزدیک تر است در عین حال نرسیده به پیست شمشک شما از کنار پیست اسکی دربند سر نیز عبور می کنید.

این پیست از لحاظ امکانات دارای تله سیژ و بالابر می باشد، آن گونه که در نقشه پیست مشخص شده در قسمت های از این پیست مسیر بسیار سخت قرار دارد (قسمت دیواره دارای موگول ) که صرفا افرادی بهتر است این مسیر را انتخاب کنند که کاملا به اسکی کردن مسلط باشند.

این هم لینک به پیست اسکی شمشک...http://www.skicomplex.ir

پیست اسکی آبعلی : این پیست در مسیر تهران به شمال ایران و در جاده هراز واقع شده است . از لحاظ امکانات دارای تجهیزات کمتری است ولی برای شروع می تواند نقطه خوبی باشد.

پیست اسکی دربند سر : این پیست در مسیر پیست اسکی شمشک قرار دارد و راه آن نرسیده به پیست اسکی شمشک جدا می شود، دارای امکاناتی از قبیل 2 دستگاه تله سی یژ و یک دستگاه بالابر بشقابی و رستوران است، به دلیل اینکه در دامنه شمالی و دقیقا پشت به آفتاب واقع شده است نسبت به پیست های دیگر آفتاب زودتر غروب می کند و شاید زودتر هوا رو به سردی می رود، اما در مجموع پیست بسیارخوبی برای اسکی است.

دوستانی که علاقه دارند مطالب بیشتری را در مورد اسکی کردن بیاموزند و از مکانیزم های موجود در این ورزش هم اطلاعات خوبی به دست بیاورند می توانند به وب سایت ....http://www.mechanicsofsport.com مراجعه کنند در این وب سایت مطالب بسیار مفیدی در مورد اسکی آلپاین و اسنوبورد موجود است.


در ضمن اگر در سایت هایی مثل یو تیوب نیز می توانید ویدیوهای آموزشی خوبی برای یادگیری این ورزش مفرح بیابید.



+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 19:31 توسط وحید نظری |

بارها برای رفتن فکر کرده بودم، یا فصل خوبی برای رفتن نبود یا پای خوبی همراه نبود.

گروهی سفر کردیم  هشت نفر، با قطار به  تهران- بندر عباس  از آنجا با قایق به  هرمز -و سپس جزایر قشم و  هنگام در راه بازگشت به تهران به تنها چیزی که فکر می کردم یافتن زمانی برای بازگشت مجدد به این دیار بود، تا قبل از این به خیلی از نقاط ایران و کشورهای دیگر سفر کرده ام ولی آنچه را دیده بودم آنقدر به رویاهایم نزدیک بود که فقط به فکر بازگشت دوباره و تجربه ایی عمیق تر و بهتر از این جزایر بودم.

فرصتی دوباره پا داد انگار ارتباط دوطرفه بود، بعد از تقریبا دو هفته دوباره برگشتم ...بخشی از سفر بایک گروه 15 نفره و الباقی را تنها و در خانه دوست عزیزم افشین هنگامی در جزیره هنگام،روزهای لذت بخشی را گذراندم و چیزهای جدیدی را دیدم که در ادامه سعی میکنم تا جایی که میشه بیان کنم.



+ نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1392ساعت 19:10 توسط وحید نظری |

چند روز تعطیلی، چیزی که همیشه در انتظارش هستیم، بستن کوله پشتی و بعد جاده جاده جاده...

ما پنج نفر از مسیر همیشگی شروع نکردیم، حداقل قسمتی از مسیر را به جای جاده معمول فیروز کوه که از تهران آغاز می شود از جاده  مشهد و ایوانکی رفتیم به سمت آبسرد، برای من چندمین بار بود و برای بقیه اولین بار، همه از مسیر جدید و تپه های رنگارنگ راضی بودند ، ترافیک معمول تعطیلی در انتهای مسیر و حس آشنای دیدار دریا این بار در میانکاله، شب شد، نسیم دریا، چای، نزدیک نیمه شب در بندر ترکمن بودیم، آوای آشنای موسیقی ترکمن ها...

صبح روز بعد، بازدید از آشوراده و بندر ترکمن (اسکله)، هوای طوفانی اجازه بازدید از آشوراده را نداد، شاید فردا؟؟... از اینجا به سمت شمال حرکت کردیم، در بین را حس و  حال بودن در خانه هایی متعلق به نسل های قبل،  شاید صد سال پیش، روی دیوار تاریخ زده اند 1336 ...د.د.ت ....یادگار زمانی که ددت را برای از بین بردن حشرات موذی من جمله پشه ناقل مالاریا وشپش استفاده می کردند. درون خانه حس و حال داشت یاد روزهای جنگ جهانی دوم و.... رفتیم و رفتیم به سمت شمال، قبرستانی متفاوت، در اینجا زندگی را بیشتر از ما دوست دارند، وقتی که می میرد برایش راه بازگشتی می گذارند شاید دوباره بیاید ، اگر هوای بازگشت به سرش بزند و سر بلند کند با کله نمی رود توی سنگ، قبر را با چوب و نی طوری ساخته اند که به راحتی بیرون بیاید،آنچنان باد می آمد که همه چیز را می خواست با خود ببرد، آبی، سفید، قرمز یاد پرچم فرانسه افتادم، ترکیبش زیبا بود. بازگشتیم . شب، دور هم با دوستان صبح شد.

امروز دوباره بخت خود را آزمودیم، جواب داد، این بار دریا مواج نبود.آشوراده را دیدیم، حرکت، گرگان، ناهار خوران هوای عالی، به سمت روستای زیارت و پیاده روی یک ساعته و بازگشت، خداحافظی با دوستان تازه یافته، حرکت به سمت گنبد کاووس، بین راه قسمتی از بهشت را دیدم، انتظارش را نداشتم، آبشار کبودوال، زیبا تر از آن بود که انتظارش را داشتم.به گنبد رسیدیم. گنبد قابوس ابن وشمگیر،به سمت شاهرود راندیم، نیمه های شب به ابر رسیدیم، هوا طوفانی بود.

فردا صبح بار دیگر تجربه ایی تازه، جنگل ابر، باز هم انتظارش را نداشتم، براستی کشورم زیباست،عروسی هزار رنگ. بعد از ظهر حال و هوا عوض شد خرقان و شیخ ابوالحسن خرقانی، هر کس به سرای من در آید نانش دهید و از ایمانش مپرسید، چه آنکس که به درگاه باریتعالی به جان ارزد، البته بر خوان ابوالحسن به نان ارزد.

بسطام، سرای بایزید بسطامی،پای بر درب که گذاشتم حال و هوایش همان قونیه است و مولانا، دوباره تکرار شد. آرام بخش و بی آلایش، ساده ولی با هزاران حرف نگفته.

جاده، آبشاری دیگر نه از جنس اولی نه  به آن زیبایی و دل فریبی، خروشان و پر آب، نقطه پایان، لباس های خیس، آبشار مجن.

شاهرود و باز هم تهران...




+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1391ساعت 19:47 توسط وحید نظری |

چند روز گذشته را در جنوب ایران گذراندم و خاطرات کودکی ام را دوباره زنده یافتم در کنار کارون و در گذر از اندیمشک و شوش و شوشتر .

امسال برای پنجمن سال بعد از تهران، یزد ، تبریز و رامسر نوبت به خوزستان رسید .

خوزستان با وجود همه مشکلات  که در زیر ساختها دارد و هوای پر خاک دو روز اول که غروب چغازنبیل را از ما گرفت میزبان گرمی بود و در نهایت آنچه ماند مهمان نوازی دوستان جنوبی بود و خاطرات خوب سفر با دوستان .

از اکنون چشم به راهم که میزبان سال آینده کدام استان است ... تا چه شود.

+ نوشته شده در جمعه پنجم اسفند 1390ساعت 23:9 توسط وحید نظری |

همانطور که احتمالا دوستان محترم در جریان هستند جشنواره سفرنامه نویسی طبق اعلام قبلی در تاریخ ۱۳ بهمن سال جاری در مکانی که متعاقبا به اطلاع می رسد، برگزار خواهد شد.

از دوستان، همکاران و علاقمندانی که مایل هستند در مراسم اختتامیه شرکت کنند، دعوت می شود به سایت رسمی جشنواره به آدرس safarnegar.com رجوع کنند و در بخش “شرکت در مراسم اختتامیه” مشخصات خود را ثبت کنند.

از دوستان محترمی که وبلاگ یا وب سایت دارند تقاضا دارم نسبت به اطلاع رسانی این موضوع اقدام کنند.

با تشکر و به امید دیدار

+ نوشته شده در جمعه نهم دی 1390ساعت 15:28 توسط وحید نظری |


سه شنبه این هفته سمیناری از سفر اخیرم خواهم داشت ... در ادامه زمان برگزاری و محل این سمینار را از وب سایت انجمن صنفی راهنمایان تهران برای دوستان کپی کرده ام.

وب سایت انجمن صنفی راهنمایان تهران: www.ttga.ir

سه‌شنبه 22/6/1390، آقای «وحید نظری» یکی از اعضای انجمن در جلسه هفتگی انجمن صنفی راهنمایان استان تهران، حضور یافته و سميناري با عنوان «تجربه سفر به چند کشور اروپایی» ارائه خواهد داد.
این راهنمای تاریخی و فرهنگی چندی پیش سفری به مدت 21 روز به کشورهای ایتالیا، فرانسه، سوئیس، بلژیک، هلند، لهستان و لتونی داشته و در این سمینار  از تجربه متفاوت در این کشورها سخن خواهد گفت.
 
سمینار همراه با نمایش عکس از ساعت 17 تا 19 در مرکز توسعه زندگی شهرداری برگزار خواهد شد.
 
مرکز توسعه زندگی شهرداری در خیابان مطهری، خیابان اکبری، خیابان زینالی، کوچه پاکزاد، پلاک 15 واقع است. شماره تلفن مرکز 88757436 است.
 
«حضور به موقع، نشانه احترام به جلسات هفتگی انجمن است.»

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 20:48 توسط وحید نظری |

کلاغ ها به منزل می رسند این بار

شاعر :ناهید سعادتیان

به ناهید سعادتیان دوست عزیزم برای چاپ سروده هایش تبریک می گویم و برای او آرزوی پیشرفت و موفقیت بیش از پیش را دارم در ضمن از ته دل شادم که می بینم کتابخانه ام هر چه بیشتر پر می شود از کتاب هایی که نوشته دوستانم است.

لینک به وبلاگ: http://nahidsaadatian.blogfa.com/post-243.aspx

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم مرداد 1390ساعت 1:11 توسط وحید نظری |

ریگا پایتخت لتونی بزرگترین شهر و پایتخت لتونی و یکی از مهمترین شهرهای حاشیه دریای بالتیک با جمعیتی حدود هفتصد هزار نفر و دارای یکی از مهم ترین بنادر در این منطقه واقع در دهانه رود داگوا (daugava) است.

ارتفاع شهر از سطح دریا بین ۱ تا ۱۰ متر و واقع در منطقه ایی مسطح و شنی است.

منطقه قدیمی شهر ریگا به عنوان میراث جهانی توسط یونسکو ثبت شده است. این شهر از لحاظ معماری بخش قدیمی شهر که به عنوان "art nouveau"  معروف است در زمره یکی از بهترین نمونه های این نوع معماری در جهان است.

 

+ نوشته شده در جمعه هفدهم تیر 1390ساعت 0:11 توسط وحید نظری |

قصدم این بود که از استانبول به لتونی بروم و از آنجا سفرم را آغاز کنم ولی آنقدر پروازهای ترکیش ایر اما و اگر داشت و اینکه شاید یک لگ پروازم  ok بشود یا نشود که در نهایت تصمیم گرفتم با ایر فلوت و از مسیر مسکو به لتونی بروم.

اولین بار بود که با ایر فلوت پرواز کردم اما احتمالا آخرین بار نخواهد بود، تصور ذهنی ام از پروازهای خط هوایی روسیه با اسم ایر فلوت با آنچه تجربه کردم متفاوت بود، پروازهای منظم، هواپیما های ایرباس جدید، برخورد مناسب خدمه و فرودگاه بزرگ و مجهز ولی بسیار گران  Sheremetyevo مسکو از آنچه فکر می کردم بهتر بود. به نظرم در مقایسه با پروازهای هم رده خودش مثل ترکیش ایر یا ایران ایر و ... بهتر است .فقط نکته ایی که باید به خاطر داشته باشید این است که اگر در فرودگاه مسکو توقف دارید باید یا روبل (واحد پول روسیه ) همراه داشته با شید یا اسکناس های خرد ارزهای خارجی مثل دلار و یورو که بتوانید آنها را به روبل چنج کنید در غیر این صورت خریدهای کوچک ( منظورم چیزهایی مثل غذا و از این دست چیزها است که معمولا در سالن ترانزیت لازم دارید )  با ارزهای خارجی مثل دلار و یورو تقریبا غیر ممکن است و چون دستگاه های چنجر هم اتوماتیک است فقط اسکناس های درشت تر را قبول می کند که به نوعی محدودیت ایجاد می کند.

 

money changer

این هم یکی از همین دستگا ههای تبدیل ارز (یا همانmoney exchenger )

تقریبا سه ساعت و نیم پرواز از تهران تا مسکو (۲۷۰۰ کیلومتر )  و بعد از چند ساعت انتظار پرواز بعدی به مدت یک ساعت و نیم به ریگا پایتخت لتونی ( یا همان لاتویا latvia ).

 

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم تیر 1390ساعت 2:1 توسط وحید نظری |

دیشب ساعت ۵ صبح سفر ۲۱ روزه ام به پایان رسید  و به تهران رسیدم.

 تقریبا ۸۰۰۰ کیلومتر پرواز با هواپیما و ۶۸۰۰ کیلومتر سفر زمینی در اروپا، در طی این مدت کوتاه از ریگا (پایتخت لتونی)، ورشو (پایتخت لهستان)، برلین (آلمان)، آمستردام(هلند)، بروکسل (بلژیک)، پاریس (فرانسه)، ژنو (سوئیس)، میلان، فلورانس، پیزا، رم و ونیز  (ایتالیا) بازدید کردم و برخی اماکن را هم بین راه دیدم و از برخی کشورها مثل لیتوانی، اطریش و جمهوری چک گذر کردم.

در سفرم سعی کردم از وسایل نقلیه متنوع و اماکن اقامتی گوناگونی استفاده کنم تا برداشت بهتر و گسترده تری از امکانات و چگونگی سفر در اروپا بیایم. پس در هتل های مختلف از ۴ ستاره تا بی ستاره  و متل های بین راه و حتی اماکن مخصوص کمپینگ ماندم.

برلین را با دوچرخه شناختم و پاریس را با مترو های پیچ در پیچش، آمستردام  و ونیز را با قایق هایشان و فلورانس را با پای پیاده.

قبلا از وضعبت گواهینامه ام گفته بودم که در روز آخر قبل از رفتنم حل شد و گواهینامه یک ساله بین المللی گرفتم که در سفر هم کمک زیادی کرد، وضعیت بلیط هم روز آخر معلو م شد و به جای استانبول ترکیه از مسکو راهی ریگا شدم .

قبل از سفر مسیر کلی سفرم طبق آنچه که گفته بودم مشخص بود که به مقدار زیادی از برنامه ام رسیدم، در ایران سعی کرذم حداقل نقشه کلی از اروپا و برخی کشورهای اصلی مسیرم را داشته باشم اما به غیر یک نقشه کلی اروپا و نقشه آلمان چیز دیگری اینجا دستم را نگرفت خیلی هم وقت جستجو برای نقشه  در ایران نداشتم، در ضمن می دانستم که  در اینجا احتمالا به طور کلی یافتن نقشه های خوب و به روز از اروپا چیزی شبیه به محال است پس وقت زیادی هم برایش نگذاشتم، اما شاید بپرسید پس چگونه سفر کردم، خوب این روزها به برکت وجود GPS کارها آسان شده، گرچه استفاده از GPS  در ایران آن هم مخصوصا در رانندگی چیزی شبیه خواب و خیال است اما چیزی که شاید به اندازه چند نفر در این سفر به من کمک کرد همین  GPS بود. شاید گذر از شهری بزرگ به شهر دیگر چه در اروپا و چه ایران خیلی مشکل نباشد ولی ورود به شهرهای بزرگ و  یافتن مسیر در بزرگراه های پیچ در پیچ شهری را اگر با عواملی مثل زمان بسیار کوتاه سفر و قوانین متفاوت در رانندگی و قیمت سوخت خودرو در اروپا جمع کنیم آن وقت نقش GPS و بود و نبود آن حیاتی می شود. بگذریم که حتی در یافتن اماکن دیدنی، نزدیک ترین پمپ بنزین، هتل و مراکز خرید و خیلی چیزهای دیگر هم کمک بود و همین عاملی موثر بود در کم کردن هزینه ها و سفر در قاره ایی که به گرانی معروف است . ولی آن چه که من دیدم و با رعایت و شناخت برخی روش ها می توان حداقل بسیار ارزان تر سفر کرد. در نوشته های بعدی روزهای سفرم را مرور می کنم و  یک به یک  عوامل موثر در سفری سریع تر و ارزان تر  را می آورم تا اگر قصد سفر دارید کمکی برای شما باشد،

 

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 16:9 توسط وحید نظری |

emrooz milan ro didam ,,,shahre kjobie dar majmo ,,farda rahie feloransam,,khaily jaha hast ke nadide mond to in safar ,,fekr mikonam in masiri ke omadam hadaghal 2 mah zaman mikhast baraye didan va hes kardanesh,,ama che konam ke zamanam kame va khaily jaha hast va khaily kara ..miram feloras age beresam shaiad aten ham beram ,,ama khaily baide ,,ta baad

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 3:14 توسط وحید نظری |

emrooz az amestrdam minbevisam ,shahre farng ke migan hamin jast ,,hame joor adami to in shahr hast ,,,,dar zemn poor az docharkhe o ghayeghe ,,khone hai ham ke to ghayegh hastan jaye khodeshoon ,,emrooz miram bruxel ,,va bad paris ,,ta baad 
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت 11:14 توسط وحید نظری |

salam be hemie dostan ...emroz berlin hastam va az inja minevisam ,,computeram ham inja kar nemikone choon win moshkel dare ,,,va dar natije axa va neveshtan mimone baraye bad az bargasht ..iinjam enghadr kara hast va jaha hast ke biad did ke dige zamani nemimone ...motashaker az hamegi baraye comment haye ghashangeton ,,felan ,,ta baad

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 12:16 توسط وحید نظری |

این روزها به غیر از انجام کارهای روزانه سرگرم تدارک مقدمات سفری سه هفته ایی به اروپا هستم.

قصد بازدید از شهرهای زیادی را در این مدت کوتاه دارم در عین حال برنامه ام را به گونه ایی در نظر گرفته ام که امکان انجام تغییرات زیادی را در آن داشته باشم . تا این ساعت وضعیت ویزا و نوع وسیله نقلیه در سفر و برخی موارد دیگر مشخص شده است، بلیط هواپیما هم تا 2 روز آینده تکلیفش معلوم می شود فقط موردی که قدری برایم ناخوشایند است این است که بعد از 10 سال اعتبار گواهینامه ام همین ماه تمام می شود و با این وضع شاید فقط چند روزی بتوانم در طی سفر رانندگی کنم . 

از بین صفحات کتاب ها و این دنیای مجازی کم کم برای روزهای سفر برنامه ریزی می کنم، حس می کنم هر چه بیشتر می خوانم و می دانم بلند پروازیم برای دیدار از شهرهای بیشتری در طی این سفر کاسته می شود.

در طی سفر همواره -ویس رکوردرم  را دم دست خواهم داشت فکر می کنم با این وسیله سرعت ضبط و ثبت و راحتی آن خیلی بیشتر باشد . 

جزئیات این سفر را کمی بعد اینجا می آورم ...تا بعد.



+ نوشته شده در شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 0:46 توسط وحید نظری |

اولین جشنواره گردشگری سفر به توران


سفری بود به مدت دو روز و نیم به همراهی عده ی زیادی از دوستان، سفر حوالی ساعت 11 شب  چهارشنبه  90/2/7  از ترمینال میدان آرژانتین آغاز و دو روز بعد حوالی ساعت 12 شب جمعه در ایستگاه راه آهن تهران پایان یافت.

جمع ما ترکیبی بود از خبرنگاران و نویسندگان جراید حوزه گردشگری، راهنمایان گردشگری، آژانس دار ها، عکاسان و حتی مسافرانی که کمتر تجربه این گونه سفر ها را داشتند.

مدیریت و هماهنگی های برنامه توسط آقای آشوری انجام گرفته بود و برگزار کنندگان آن اداره میراث فرهنگی شهرستان شاهرود و شرکت تعاونی گردشگری مهاجران بهشت توران با همکاری  دیگر نهادهای مسئول در منطقه مثل اداره پارک ملی توران- بخشداری و شهرداری بیارجمند- شرکت تعاونی گردشگری هیرکان توران- هتل پارمیدا شاهرود- شورای اسلامی و دهیاری قلعه بالا بودند.

بعد از شب اول که در مسیر و اتوبوس سپری شد صبح هنگام به شاهرود رسیدیم، اتویوس ها عوض شد و از اینجا به سمت میامی رهسپار شدیم و در ادامه راه برای صبحانه در بیارجمند توقف کردیم.



+ نوشته شده در شنبه دهم اردیبهشت 1390ساعت 21:57 توسط وحید نظری |

مطلب زیر را مستقیما از وب سایت دوست خوبم آرش نورآقایی (دبیر انجمن صنفی راهنمایان) کپی کرده ام.

به او و بقیه دوستان خسته نباشید می گوبم و امیدوارم این نوع کارها هر چه بیشتر از قبل در انجمن صنفی راهنمایان صورت بگیرد.

اصل متن:


ساعت خوشی بود زمانی که کتاب به دستم رسید.

خبر این است که امروز بلاخره بعد از همه ی نگرانی ها و دلواپسی ها، کتاب “میراث معنوی”، ترجمه “سمیه مهدوی نیا”، چاپ شد.

این موضوع از چند جهت برای بنده خوشایند است:

۱- تلاش های سمیه به نتیجه رسید.

۲- راهنمایان گردشگری این کتاب را تالیف کردند و به نظرم این برای آنان یک افتخار محسوب می شود.

۳- اعضای “انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران” مسبب چاپ این کتاب بودند. بد نیست بدانید که در سال ۱۳۸۸ کتابچه “روستاهای هدف گردشگری استان تهران” با تلاش پرتو حسنی زاده، ژاله ابراهیمی، فرشاد تهمورثی و محمد حسین یزدانی (که همگی از اعضای انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران هستند) به چاپ رسیده بود که در نوع خودش، کتاب قابل توجهی است. این مرتبه نیز با مدیریت و تلاش سمیه مهدوی نیا و همکاری آزاده عطار، اشکان بروج، حمیدرضا مشیر، وحید نظری، فرشته ابراهیمی، دکتر سید مجید سادات کیائی، پرتو حسنی زاده، مهرک حصارکی (همگی از اعضای انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران هستند) این اثر باارزش منتشر شد.

طرح روی جلد کتاب “میراث معنوی”

این کتاب توسط نشر “شور آفرین” (تلفن: ۷۷۶۰۳۲۱۲) به چاپ رسیده است. کتاب در روز سه شنبه برای اعضای انجمن رونمایی خواهد شد. بعدتر و در یک محفل مفصل تر، یک رونمایی اساسی برای کتاب برگزار خواهیم کرد.

دیگر این که، علاقمندان میراث معنوی روز سه شنبه ۷۵۰۰ تومان پول توی جیبشان داشته باشند.

+ نوشته شده در شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 23:13 توسط وحید نظری |

جشن‌ها و رويدادها، فرصتي که در گردشگري ايران مي‌سوزد


چند روز پیش مصاحبه ایی داشتم با خبرگزاری میراث فرهنگی (CHN)،که با تیتر بالا در این خبرگزاری انتشار یافت. متن مصاحبه را با لینک خدمت دوستان تفدیم می کنم.

لینک به متن اصلی: 

http://www.chn.ir/news/?section=2&id=52303


امروزه کشورها از برگزاري جشنواره‌هاي مختلف، ميزباني رويدادهاي ورزشي، برپايي نمايشگاه‌هاي تجاري و صنعتي و به راه‌انداختن جشنواره‌ها و کارناول‌هاي خياباني، هدف ديگري را علاوه بر تمام اهداف پيشين دنبال مي‌کنند و آن جذب گردشگر و سرمايه افزون‌تر است. هدفي که ايران توجه چنداني به آن نداشته است.
مراسم پير شاليار، اورامان تخت
خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه گردشگري ـ رويداد گردشگري بنا به تعريف، واقعه‌اي است که به طور معمول بر خلاف زندگي متعارف و جاري جامعه ميزبان شکل مي‌گيرد .رويدادها در يک دوره مشخص زماني اتفاق مي‌افتند و هدف از آن‌ها برگزاري مراسم و آيين‌ها و جشن‌ها، فعاليت‌هاي گسترده اجتماعي، مسابقات ورزشي، برگزاري نمايشگاه‌ها و مواردي از اين دست است.
 
امروزه کشورها از برگزاري جشنواره‌هاي مختلف، ميزباني رويدادهاي ورزشي، برپايي نمايشگاه‌هاي تجاري و صنعتي و به راه‌انداختن جشنواره‌ها و کارناول‌هاي خياباني، هدف ديگري را علاوه بر تمام اهداف پيشين دنبال مي‌کنند و آن جذب گردشگر و سرمايه افزون‌تر است. برگزاري يک رويداد در محلي خاص، به آن محل اعتبار مي‌بخشد و آن را در سطح ملي و بين المللي مطرح مي سازد.
 
رسم گواتي چابهار، مراسم زار بندر لنگه، مراسم از تولد تا مرگ صابئين اهواز، قالي‌شوران مشهد اردهال، وارداوار ارامنه تهران، گل‌مالي بيجار، پير شاليار اورامان تخت، آق قويون ترکمن‌ها، تعزيه خوانسار، نخل گرداني ابيانه،  پيرچک‌چک يزد و مراسم شب يلدا، جشن سده و مهرگان و نوروز هم از آيين‌هايي هستند که مي‌توانند باعث جلب گردشگر و توجه جهانيان شوند اما ايران تا چه اندازه از اين ظرفيت و امکان براي جذب گردشگر بهره برده است؟
 
وحيد نظري، راهنماي گردشگري براين باور است که ايران ان‌گونه که بايد و شايد از هيچ کدام از آداب و رسوم و مراسم خاص خود براي جذب گردشگر استفاده نکرده است يا محدوديت‌هايي وجود داشته که مانع از برگزاري اين‌گونه مراسم شده است. براي مثال، جشن سده مي‌تواند براي گردشگران، جالب و جذاب باشد اما سال گذشته به دليل پاره‌اي موارد، برگزاري اين جشن در يزد با مشکلات بسيار روبه‌رو شد يا مراسم پير شاليار که هرساله در اورامان تخت برگزار مي‌شود، قابليت آن را دارد که مردم بسياري را از گوشه و کنار ايران، گردهم آورد و براي گردشگران خارجي هم تازه و جذاب باشد اما دو سال است که مسافران به اورامان مي‌روند و از پير شاليار خبري نيست؛ به اين معني که اجازه برگزاري مراسم را به هر دليل و منطقي نمي‌دهند.
 
اين راهنماي گردشگري، ايران را با کشورهاي همسايه مقايسه مي‌کند و مي‌گويد: نوروز امسال، ايرانيان بسياري به ارمنستان سفر کردند. ايروان، شهر کوچکي است. امکانات خاص و هتل‌هاي شيک و مجهزي در اين شهر وجود ندارد و مهم‌تر از همه اينها، هواي ارمنستان، آن موقع از سال سرد است با اين وجود بعضي ايراني‌ها ترجيح دادند به ارمنستان بروند اما به شهرهاي مختلف ايران سفر نکنند. از اين‌که سفر به کشورهاي همسايه از سفرهاي داخلي، گاهي ارزان‌تر است.
 
نظري همچنين به امکانات گردشگري در ترکيه اشاره مي‌کند و مي‌گويد: اقتصاد ترکيه برپايه گردشگري استوار است و صنعت توريسم در اين کشور را نمي‌توان با ايران مقايسه کرد از سرويس و خدماتي که در هتل‌ها و مراکز اقامتي به گردشگر ارائه مي‌دهند تا معرفي جاذبه‌هاي مختلف گردشگري و تبليغ و اطلاع‌رساني درباره آن. مثلا گردشگراني که قصدشان از سفر، استراحت و تفريح است به قونيه نمي‌روند آنتاليا را انتخاب مي‌کنند بگذريم از اين‌که جاذبه‌هاي هر شهر به دفعات و از زواياي گوناگون به گردشگر معرفي مي‌شود.
 
او کشف زوايا و جاذبه‌هاي مختلف يک شهر را يکي از ضرورت‌هايي مي‌داند که سرمايه‌گذاران حوزه گردشگري بايد به ان توجه کنند چراکه گردشگر با يک بار رفتن به هر شهر و دياري نمي‌تواند آنجا را به‌خوبي بشناسد و گردشگر حرفه‌اي دلش مي‌خواهد با جاذبه‌هاي مختلف يک شهر آشنا شود.
 
برگزاري مسابقات مختلف و نمايشگاه‌ها و جشنواره‌ها، دليل خوبي براي جذب گردشگر است. براي مثال مسابقات رالي يا سافاري که در دبي برگزار مي‌شود، هر ساله گردشگران بسياري را جذب مي‌کند اما در ايران اگر هم نمايشگاهي چون نمايشگاه کتاب يا جشنواره‌اي مثل جشنواره فجر برگزار شود، آن‌قدر تبليغ و اطلاع‌رساني کم است و تهيه بليت دشوار که عملا جذب گردشگر از اين راه، سخت مي‌نمايد.
 
به باور وحيد نظري، تبليغات گسترده و اطلاع‌‌رساني درست موجب مي‌شود که گردشگران داخلي و خارجي به يک مکان سفر کنند. براي مثال، گلاب‌گيري کاشان يک رويداد فرهنگي است که در اين سال‌ها معرفي شده و توانسته گردشگران داخلي بسياري را جذب کند. گردشگراني که به‌خاطر گلاب‌گيري به کاشان مي‌روند اما باغ فين و خانه‌هاي تاريخي را هم مي‌يبنند.اما هنوز در ايران، جذابيت‌هاي گوناگون يک رويداد يا جاذبه گردشگري شناخته نشده است.





 
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390ساعت 22:52 توسط وحید نظری |

عید امسال توری داشتم به هند، سرزمینی که اسمش همواره برای ما ایرانیان تداعی گر تمثیلات و داستان های رنگارنگی چون طوطی و بازرگان، یادآور  فیل های بار کش و سنگ های قیمتی و از همه پر رنگ و آواز تر سینمای معروف بالیوودش با تکیه بر همان مضمون همیشگی عشق و نفرت است.

اما اصل داستان:

مسیر حرکت ما  در هند همان مثلث معروف به مثلث طلایی بود که البته بسیاری آن را مثلث مرگ هم می نامند حال سئوال این است که چرا مثلت طلایی و چرا مثلث مرگ؟

اگر نگاهی به نقشه هند بیندازیم به وضوح می توان دید که دهلی در قسمت شمال مرکزی واقع است و در راس شرقی آن با فاصله تفریبی 220 کیلومتری  شهر آگرا واقع است و آگر از آگرا به همین فاصله به غرب برویم به جیپور می رسیم، اگر خطوط فرضی بین این شهرها رسم کنیم مثلثی به وجود می آید که در راس هر ضلع آن شهر دیدنی و مهمی از هند وجود دارد به دلیل وجود همین جاذبه ها است که این مسیر را مثلث طلا یی می نامند اما مثلث مرگ نامی است که گه گاه می شنویم، دلیل این نام گذاری زمانی است که معمولا باید در ماشین سپری شود به طور معمول طی کردن چنین مسافتی در کشور ما حداکثر سه تا سه ساعت و نیم زمان می برد در حالی که در هند به دلیل عدم وجود جاده های اتوبانی و تردد انواع وسایل تقلیه کم سرعت و همچنین عبور جاده از میان بسیاری از شهرهای کوچک و بزرگ این زمان بین 5:30 تا 7:30 به طور معمول زمان می برد که  می تواند برای تور خسته کننده و مشکل زا باشد.

نقطه آغاز: دهلی

دیدن رقص های سنتی در دهلی (آتشکده پارسیان) اولین برنامه ایی بود که در هند اجرا شد.


+ نوشته شده در جمعه پنجم فروردین 1390ساعت 22:51 توسط وحید نظری |

مطالب قدیمی‌تر