سفر 4 روزه که در ابتدا قرار بود 3 روز باشد و بعدا 4 روز شد هم تمام شد .

و اما خود سفر

روز اول دیدار از غار علیصدر بود و همدانُ، غار علیصدر نسبت به چند سال پیش فوق العاده تغییر کرده بود، امکانات رفاهی بیشتر و سوئیت ها (کانکس های کوچک) در کنار غار برای شب مانی و دکوراسیون ورودی غار و درهمین حال مسیرهای گشت در غار بسیار بیشتر شده بود در ضمن  سطح آب غار هم کاهش داشت.

کمی در مورد غار علیصدر

ازتهران تا همدان و با تغییر مسیر به کبودرآهنگ تا غار علیصدر و بعد برگشت به همدان تقریبا 500 کیلومتر مسافت است .

بهای بلیط ورودیه غار علیصدر هر نفر 7000 تومان و به دلیل اینکه زیر نظر استانداری است حتی تور لیدر ها باید بلیط بگیرند.

حدودا 2 کیلومتر از غار برای بازدید آماده شده که در حالت عادی و غیر شلوغ بین 5/1 تا 2 ساعت بازدید از غار زمان می برد. طبق گفته راهنمای غار 12 کیلومتر و منابع دیگر 16 کیلومتر از غار کاوش شده است،  در ابتدای ورود به دالانی طولانی  در سمت راست وارد می شوید و پس از پیچیدن در دالان به محل سوار شدن به قایق ها می رسید.

قایق اول پایی است و الباقی پشت سر پلاستیکی و متصل به قایق اول که اگر بخواهید حتی می توانید در قایق اول بنشیند و لی باید انرژی خود را برای پا زدن و کشیدن بقیه یگذارید.، بعد از گذر از دالان ها و طی مسافت حدودا 15 تا 20 دقیقه ایی در محلی از قایق باید پیاده می شوید و در غار قدم می زنید و در قسمتی باید از 118 پله به سمت بالا و بعد حدودا 130 پله به سمت پایین بیایید. در این قسمت و در طی مسیر قندیل های جالبی مثل انواع استلاگتیت ها  به شکل های سوزنی، گل کلم، چتری، مثل فالوده یا رشته  وجود دارد طبق گفته های راهنما دمای آب و هوای غار همواره در زمستان و تابستان ثابت و هوا 16 درجه و آب 12 درجه است (یکی ازدلایلی که مردمان اولیه غارها را برای زندگی انتخاب می کردند ) در بالای پله ها استلاگمیتی به ارتفاع 5 متر وجود دارد که بسیار جالب است در برخی جاها ازسقف غار سنگ های بزرگی کنده شده،  در قسمت بعدی و زیر قندیل های به شکل فالوده عمق غار حدودا 130 متر زیر زمین است ولی جریان هوا از روزنه ها برقرار است . جلبک ها در غار تنها موجودات زنده هستند و موجود زنده دیگری مثل خفاش وجود ندارد، غار در تمام طول سال باز است و در بهار احتمال خیس شدن  غاز زیاد است.اگر گروه به غار می برید حتما بگویید که لباس گرم بردارند زیرا در طول مدت افراد کم کم احساس سرما می کنند. افراد گروه حتما مواظب وسایل خود باشند که در آب نیفتد. در درب ورودی سمت راست جلیقه های نجات وجود دلرد که به افراد بگویید تن کنند( مراقبین غار در این مورد کاری به کار کسی ندارند که بسیار خطرناک است).

کاشفین غاریک گزوه 14 نفره ایرانی بوده اند که عکس 4 نفر از آنها در سر قبل از سر درب ورودی کنار توضیحات نصب شده است. عمر غار به دوران ژوراسیک و به 185 میلیون سال قبل بر می گردد. ارتفاع آب بین 5/0 متر در تغییر است که دلیل آن بارندگی است.تا جایی از سطح غار که رنگ دیواره سیاه است در گذشته آب بوده که امروزه سطح آب پایین آمده وبه همین دلیل اجازه حفر چاه تا شعاع 30 کیلومتری غار داده نمی شود و حفر چاه ممنوع است.در محل پلرکینگ رستوران و کانکس هایی برای اجاره وجود دارد.

در منطقه غار بازارچه ها و فروش انواع سوغاتی برقرار است.

 

بعد از دیدار از غار تا  به همدان برسیم شب شده بود بین راه تا همدان از کنار خروجی راه به سمت روستای لاله جین هم گذشتیم جالب است بدانبد این روستا یکی از مراکز سفالگری در استان همدان و ایران است.

برنامه بازدید فردا (روز دوم) صبح:

برنامه امروز نسبتا فشرده بود و شامل بازدید از تپه و موزه هگمتانه،  مقبره استر مردخای، مقبره ابوعلی سینا، باباطاهر(در اطراف میدان فروشگاههای زیادی به فروش سفال مشغول هستند )، بازدید از گنبد علویان محل دفن 2 تن از بزرگان علویان، شیر سنگی،بازار همدان، گنج نامه و در شب بازدید از پارک و دریاچه عباس آباد(محل خوبی برای سرگرمی بچه ها و خانواده ها است) بود. با وجود ماه رمضان ناهار در برخی رستوران ها به غیر از هتل نیز سرو می شد که کار را آسان می کرد.

 

روز سوم : صبح ساعت 9 حرکت کردیم و حوالی ساعت 12 به سنندج رسیدیم. در ابتدا سری به مسجد دارالاحسان(مسجد جامع سنندج) زدیم، موزه سنندج و خانه کرد ( موزه مردم شناسی) روزهای دوشنبه بسته است، سپس به خیابان شهدا (بازار تخته نرد ) رفتیم که کارهای چوبی از جمله شطرنج و تخته نرد و مجسمه های چوبی در آن به وفوروجود دارد (معروفترین نازک کار در کردستان استاد بهزادیان بوده است که وی اکنون در قید حیات نیست  آثار وی را می توانید در خانه کرد ببینید) سپس سری به خانه مشیر زدیم که فقط 20 درصد از آن در اختیار سازمان میراث فرهنگی است و افرادی در محوطه خانه در حال بازسازی (درب بسته بود وامکان بازدید نبود اما توانستیم وارد شویم ) بودند، این خانه کار زیادی دارد تا برای بازدید عموم آماده شود. سپس به بازار سنندج در اطراف میدان انقلاب رفتیم که با تاسیس خیابان انقلاب بازار سنتی و سرپوشیده سنندج به دو نیم شده، برای بازدید از حمام خان به قسمتی از بازار  رفتیم که بدون اطلاع قبلی بسته بود ( فردا که از متصدی مربوطه علت تعطیلی را پرسیدم گفت که برای درمان پدرش به بیمارستان رفته بوده ...دلیل هر چه باشد حداقل می شد برگی کاغذ برای اعلام تعطیلی حمام خان در درب ورودی نصب شود)- برای بازدید از عمارت خسرو آباد و باغ و حیاط بزرگ روبروی عمارت که امروزه مثل پارک از آن استفاده می کنند رفتیم که به علت بازسازی بسته بود و بعد از صحبت با متصدی وی درب را باز کرد که با اینکه این عمارت زمانی عمارت باشکوه و جالبی بوده است اما به دلیل بازسازی نشدن در طی دوره های قبلی امروزه چنگی به دل نمی زند و تپه خاک و مصالح ساختمانی  را درهر گوشه آن می توانید ببینید، قدمت عمارت به دوره زندیه بر می گردد و زمانی آب مصرفی این عمارت از فاصله 5 – 6 کیلومتری و جایی که امروزه پارک آبیدر در آن وجود دارد با تنبوشه به این عمارت منتقل می شده است ، در برگشت از جلوی زورخانه ایی به اسم پهلوان نادر رد شدیم ،بعد از پرس و جو به بازدید از داخل آن پرداختیم و معلوم شد بعد از افطار برنامه ورزش زورخانه ایی اجرا می کنند که تصمیم گرفتیم در ساعت 9 شب برگردیم تا مراسم را ببینیم ....سپس برای صرف غذا رفتیم و بعد هم  هتل ....ساعت 9 به زورخانه برگشتیم و الحق که برنامه جالبی بود، قبلا هم برنامه هایی که در زورخانه اجرا می شود را دیده ام اما این یکی از بهترینها بود.توریست ها حسابی سر ذوق و هیجان آمده بودند، ورزشکاران هم برای اجرای حرکات ورزش از گردشگران رخصت می گرفتند که این هم جالب بود. بعد از این برنامه سری به بازار محلی زدیم و بعدش پارک آبیدر که بالای تپه های آن محل مناسبی برای دیدن شهر است.

روز چهارم

برنامه را با دیدار از موزه سنندج شروع کریدم از جالب ترین اشیا این موزه می توان از اجساد متعلق به عصر آهن نام برد که با همان شیوه دفن و به صورت دست نخورده به موزه منتقل شده اند البته فکر می کنم شرایط نگهداری آنچنان هم جالب نبود اما چیزی که جالب بود اینکه سنجاق های تدفینی که معمولا فقط به صورت اشیایی تزئینی در ویترین موزه ایران باستان و یا رضا عباسی دیده می شود اینجا در عمل و در اطراف جسد دیده می شد که کاریرد آنها به طور واضح معلوم بود که برای پیچیدن کفن به دور اجساد استفاده می شده است . در عین حال گورها آن گونه که پیدا بود دسته جمعی و بیشتر مادر و فرزند با هم دفن شده بودند. شیای دیگری مثل خمره های قدیمی و اشیا زینتی نیز در موزه دیده می شد.

بازدید بعدی از خانه کرد (عمارت آصف ) بود که شامل قسمت های  مختلفیمثل حمام ، قسمت مخصوص مستخدمین ، مطبخ و خان نشین (شاه نشین عمارت) است. در خانه کرد می توانید مجسمه  بزرگان کرد مثل محمد قاضی (مترجم معروف) ، صلاح الدین ایوبی (قهرمان جنگ های صلیبی) و اردلان خان پایه گذار سنندج و خان معروف آن وبقیه مشاهیر کرد را ببینید ...لباس های مختلف نواحی گوناگون کردنشین مثل لباس های مریوط به مناطق اورامان و سنندج و غیره... هم از آن جمله است ....وسایل شکار مخصوص کبک و ماهی و ابزار کار و کشاورزی هم از وسایل دیگر است. آقای هاشمی متصدی موزه از افرادی است که اطلاعات خوبی از اشیا موزه می تواند به شما بدهد.

حمام خان سایت دیگری بود که از آن بازدید کردیم که حمام جالبی است و به 1220 ه ق بر می گردد .در راه برگشت و سر راه پل قشلاق را هم دیدیم که از پل های قدیمی سنندج است و در ورودی شهر از طرف همدان می توانید آنرا ببینید . به طرف تهران آمدیم و در بین راه همدان به ساوه قسمتی از جاده نوساز همدان به ساوه افتتاح شده بود که کیفیت خوبی داشت و ما را در سفر برگشت حداقل یک ساعت جلو انداخت، در صورت کامل شدن این جاده دو بانده سفر به همدان بسیار آسان تر و سریع تر می شود .

در نهایت ساعت 8:30 شب تهران بودیم و این سفر هم به پایان رسید.

از سوغاتی هایی که در همدان وجود داشت و تهیه کردیم می توان به انگشت پیچ اشاره کرد که خوراکی مایع ( مثل گز مایع است ) و کماج که شیرینی و نان سنتی از همدان است و در سنندج کنجد گزو ( ترکیب کنجد و صمغ درخت بلوط) بود.

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 2:7 توسط وحید نظری |