یک مشکل بزرگ!!

دیروز با یک مسافر از انگلیس تور داشتم، کجا؟؟ بازم تهران خودمان ...

برنامه اش یه کم متفاوت از بقیه تورها بود ...اول که شنیدم انگلیسیه گفتم خوب مثل همیشه برنامه روتین تهرانگردیه ،بعد که شنیدم مسلمان و روزه ،یه کم برام عجیب بود،بعد که دیدمش ماجرا کامل معلوم شد... یک پسر خوش رو و باحال از انگلیس ولی نه سفید پوست و نه مثل بعضی از انگلیسی ها به قول ما ایرانی ها، افاده ایی و از خود راضی، پدر و مادرش تقریبا پنجاه سال پیش از پاکستان به انگلیس مهاجرت کرده بودن و حالا یه انگلیسی حساب می شد، ازش پرسیدم تا حالا پاکستان رفتی گفت فقط یک بار و لی خیلی خوشش آمده بود و حالا تهران را می دید و می گفت تهران را هم دوست دارم !! برعکس خیلی از تهرانی ها.... گفتم برنامه اش یه کم عجیب بود، چون میخواست ظهر حتما نمازش را بخونه آن هم در امامزاده صالح ...رفتیم امامزاده صالح نمازش را خواند خیلی فشرده تر از نماز هایی که شیعه ها در سفر می خونن می گفت می توانیم در سفر نماز ها را ترکیبی با هم بخوانیم ...یه جوری مثل نماز شکسته با این تفاوت که جدا از هم نخواند و هر دو را پشت سر هم خواند از این موضوع جالب تر این که وقتی داشت وضو می گرفت انتظار داشتم وقتی می خواد مسح  پا بکشه  و وضو بگیره  جوراباش را در بیاره و مثل برادرهای اهل تسنن کاملا از زانو به پایین را بشوره، که اینکار را نکرد و از روی جوراب مسح کشید....بهش گفتم می توانید این کار را انجام بدهید گفت:خیلی جالب نیست که این کار را انجام بدیم ولی مشکلی هم نداره .

وسط های تور از من در مورد کارت های بانکی و دستگاههای ای.تی.ام در ایران پرسید که شستم خبردار شد این بنده خدا هم همان مشکلی را داره که خیلی از خارجی هایی که به ایران می آیند با آن مواجه اند" گرفتن پول به وسیله کارت های بانکی بین المللی" که در ایران به صورت عادی تقریبا غیر ممکنه...امروز به کمک یکی از دوستان براش توانستم این کار را انجام بدم( اما این کار معمولا برای توریست کلی دردسر داره تا انجام بشه)  ..اما همیشه پیش خودم فکر می کنم با این درصد کم توریستی که به ایران می آید باز هم اگر این مشکل حل بشه، حداقل دو،، سه برابر همین تعداد کم بیشتر در ایران پول خرج می کنن و این یعنی در آمد بیشتر در جیب ایرانی ها که داره از دستمون میره مثل خیلی چیزای دیگه.

اندکی در مورد همدان و سنندج

سفر 4 روزه که در ابتدا قرار بود 3 روز باشد و بعدا 4 روز شد هم تمام شد .

و اما خود سفر

روز اول دیدار از غار علیصدر بود و همدانُ، غار علیصدر نسبت به چند سال پیش فوق العاده تغییر کرده بود، امکانات رفاهی بیشتر و سوئیت ها (کانکس های کوچک) در کنار غار برای شب مانی و دکوراسیون ورودی غار و درهمین حال مسیرهای گشت در غار بسیار بیشتر شده بود در ضمن  سطح آب غار هم کاهش داشت.

کمی در مورد غار علیصدر

ازتهران تا همدان و با تغییر مسیر به کبودرآهنگ تا غار علیصدر و بعد برگشت به همدان تقریبا 500 کیلومتر مسافت است .

بهای بلیط ورودیه غار علیصدر هر نفر 7000 تومان و به دلیل اینکه زیر نظر استانداری است حتی تور لیدر ها باید بلیط بگیرند.

حدودا 2 کیلومتر از غار برای بازدید آماده شده که در حالت عادی و غیر شلوغ بین 5/1 تا 2 ساعت بازدید از غار زمان می برد. طبق گفته راهنمای غار 12 کیلومتر و منابع دیگر 16 کیلومتر از غار کاوش شده است،  در ابتدای ورود به دالانی طولانی  در سمت راست وارد می شوید و پس از پیچیدن در دالان به محل سوار شدن به قایق ها می رسید.

قایق اول پایی است و الباقی پشت سر پلاستیکی و متصل به قایق اول که اگر بخواهید حتی می توانید در قایق اول بنشیند و لی باید انرژی خود را برای پا زدن و کشیدن بقیه یگذارید.، بعد از گذر از دالان ها و طی مسافت حدودا 15 تا 20 دقیقه ایی در محلی از قایق باید پیاده می شوید و در غار قدم می زنید و در قسمتی باید از 118 پله به سمت بالا و بعد حدودا 130 پله به سمت پایین بیایید. در این قسمت و در طی مسیر قندیل های جالبی مثل انواع استلاگتیت ها  به شکل های سوزنی، گل کلم، چتری، مثل فالوده یا رشته  وجود دارد طبق گفته های راهنما دمای آب و هوای غار همواره در زمستان و تابستان ثابت و هوا 16 درجه و آب 12 درجه است (یکی ازدلایلی که مردمان اولیه غارها را برای زندگی انتخاب می کردند ) در بالای پله ها استلاگمیتی به ارتفاع 5 متر وجود دارد که بسیار جالب است در برخی جاها ازسقف غار سنگ های بزرگی کنده شده،  در قسمت بعدی و زیر قندیل های به شکل فالوده عمق غار حدودا 130 متر زیر زمین است ولی جریان هوا از روزنه ها برقرار است . جلبک ها در غار تنها موجودات زنده هستند و موجود زنده دیگری مثل خفاش وجود ندارد، غار در تمام طول سال باز است و در بهار احتمال خیس شدن  غاز زیاد است.اگر گروه به غار می برید حتما بگویید که لباس گرم بردارند زیرا در طول مدت افراد کم کم احساس سرما می کنند. افراد گروه حتما مواظب وسایل خود باشند که در آب نیفتد. در درب ورودی سمت راست جلیقه های نجات وجود دلرد که به افراد بگویید تن کنند( مراقبین غار در این مورد کاری به کار کسی ندارند که بسیار خطرناک است).

کاشفین غاریک گزوه 14 نفره ایرانی بوده اند که عکس 4 نفر از آنها در سر قبل از سر درب ورودی کنار توضیحات نصب شده است. عمر غار به دوران ژوراسیک و به 185 میلیون سال قبل بر می گردد. ارتفاع آب بین 5/0 متر در تغییر است که دلیل آن بارندگی است.تا جایی از سطح غار که رنگ دیواره سیاه است در گذشته آب بوده که امروزه سطح آب پایین آمده وبه همین دلیل اجازه حفر چاه تا شعاع 30 کیلومتری غار داده نمی شود و حفر چاه ممنوع است.در محل پلرکینگ رستوران و کانکس هایی برای اجاره وجود دارد.

در منطقه غار بازارچه ها و فروش انواع سوغاتی برقرار است.

 

بعد از دیدار از غار تا  به همدان برسیم شب شده بود بین راه تا همدان از کنار خروجی راه به سمت روستای لاله جین هم گذشتیم جالب است بدانبد این روستا یکی از مراکز سفالگری در استان همدان و ایران است.

برنامه بازدید فردا (روز دوم) صبح:

برنامه امروز نسبتا فشرده بود و شامل بازدید از تپه و موزه هگمتانه،  مقبره استر مردخای، مقبره ابوعلی سینا، باباطاهر(در اطراف میدان فروشگاههای زیادی به فروش سفال مشغول هستند )، بازدید از گنبد علویان محل دفن 2 تن از بزرگان علویان، شیر سنگی،بازار همدان، گنج نامه و در شب بازدید از پارک و دریاچه عباس آباد(محل خوبی برای سرگرمی بچه ها و خانواده ها است) بود. با وجود ماه رمضان ناهار در برخی رستوران ها به غیر از هتل نیز سرو می شد که کار را آسان می کرد.

 

روز سوم : صبح ساعت 9 حرکت کردیم و حوالی ساعت 12 به سنندج رسیدیم. در ابتدا سری به مسجد دارالاحسان(مسجد جامع سنندج) زدیم، موزه سنندج و خانه کرد ( موزه مردم شناسی) روزهای دوشنبه بسته است، سپس به خیابان شهدا (بازار تخته نرد ) رفتیم که کارهای چوبی از جمله شطرنج و تخته نرد و مجسمه های چوبی در آن به وفوروجود دارد (معروفترین نازک کار در کردستان استاد بهزادیان بوده است که وی اکنون در قید حیات نیست  آثار وی را می توانید در خانه کرد ببینید) سپس سری به خانه مشیر زدیم که فقط 20 درصد از آن در اختیار سازمان میراث فرهنگی است و افرادی در محوطه خانه در حال بازسازی (درب بسته بود وامکان بازدید نبود اما توانستیم وارد شویم ) بودند، این خانه کار زیادی دارد تا برای بازدید عموم آماده شود. سپس به بازار سنندج در اطراف میدان انقلاب رفتیم که با تاسیس خیابان انقلاب بازار سنتی و سرپوشیده سنندج به دو نیم شده، برای بازدید از حمام خان به قسمتی از بازار  رفتیم که بدون اطلاع قبلی بسته بود ( فردا که از متصدی مربوطه علت تعطیلی را پرسیدم گفت که برای درمان پدرش به بیمارستان رفته بوده ...دلیل هر چه باشد حداقل می شد برگی کاغذ برای اعلام تعطیلی حمام خان در درب ورودی نصب شود)- برای بازدید از عمارت خسرو آباد و باغ و حیاط بزرگ روبروی عمارت که امروزه مثل پارک از آن استفاده می کنند رفتیم که به علت بازسازی بسته بود و بعد از صحبت با متصدی وی درب را باز کرد که با اینکه این عمارت زمانی عمارت باشکوه و جالبی بوده است اما به دلیل بازسازی نشدن در طی دوره های قبلی امروزه چنگی به دل نمی زند و تپه خاک و مصالح ساختمانی  را درهر گوشه آن می توانید ببینید، قدمت عمارت به دوره زندیه بر می گردد و زمانی آب مصرفی این عمارت از فاصله 5 – 6 کیلومتری و جایی که امروزه پارک آبیدر در آن وجود دارد با تنبوشه به این عمارت منتقل می شده است ، در برگشت از جلوی زورخانه ایی به اسم پهلوان نادر رد شدیم ،بعد از پرس و جو به بازدید از داخل آن پرداختیم و معلوم شد بعد از افطار برنامه ورزش زورخانه ایی اجرا می کنند که تصمیم گرفتیم در ساعت 9 شب برگردیم تا مراسم را ببینیم ....سپس برای صرف غذا رفتیم و بعد هم  هتل ....ساعت 9 به زورخانه برگشتیم و الحق که برنامه جالبی بود، قبلا هم برنامه هایی که در زورخانه اجرا می شود را دیده ام اما این یکی از بهترینها بود.توریست ها حسابی سر ذوق و هیجان آمده بودند، ورزشکاران هم برای اجرای حرکات ورزش از گردشگران رخصت می گرفتند که این هم جالب بود. بعد از این برنامه سری به بازار محلی زدیم و بعدش پارک آبیدر که بالای تپه های آن محل مناسبی برای دیدن شهر است.

روز چهارم

برنامه را با دیدار از موزه سنندج شروع کریدم از جالب ترین اشیا این موزه می توان از اجساد متعلق به عصر آهن نام برد که با همان شیوه دفن و به صورت دست نخورده به موزه منتقل شده اند البته فکر می کنم شرایط نگهداری آنچنان هم جالب نبود اما چیزی که جالب بود اینکه سنجاق های تدفینی که معمولا فقط به صورت اشیایی تزئینی در ویترین موزه ایران باستان و یا رضا عباسی دیده می شود اینجا در عمل و در اطراف جسد دیده می شد که کاریرد آنها به طور واضح معلوم بود که برای پیچیدن کفن به دور اجساد استفاده می شده است . در عین حال گورها آن گونه که پیدا بود دسته جمعی و بیشتر مادر و فرزند با هم دفن شده بودند. شیای دیگری مثل خمره های قدیمی و اشیا زینتی نیز در موزه دیده می شد.

بازدید بعدی از خانه کرد (عمارت آصف ) بود که شامل قسمت های  مختلفیمثل حمام ، قسمت مخصوص مستخدمین ، مطبخ و خان نشین (شاه نشین عمارت) است. در خانه کرد می توانید مجسمه  بزرگان کرد مثل محمد قاضی (مترجم معروف) ، صلاح الدین ایوبی (قهرمان جنگ های صلیبی) و اردلان خان پایه گذار سنندج و خان معروف آن وبقیه مشاهیر کرد را ببینید ...لباس های مختلف نواحی گوناگون کردنشین مثل لباس های مریوط به مناطق اورامان و سنندج و غیره... هم از آن جمله است ....وسایل شکار مخصوص کبک و ماهی و ابزار کار و کشاورزی هم از وسایل دیگر است. آقای هاشمی متصدی موزه از افرادی است که اطلاعات خوبی از اشیا موزه می تواند به شما بدهد.

حمام خان سایت دیگری بود که از آن بازدید کردیم که حمام جالبی است و به 1220 ه ق بر می گردد .در راه برگشت و سر راه پل قشلاق را هم دیدیم که از پل های قدیمی سنندج است و در ورودی شهر از طرف همدان می توانید آنرا ببینید . به طرف تهران آمدیم و در بین راه همدان به ساوه قسمتی از جاده نوساز همدان به ساوه افتتاح شده بود که کیفیت خوبی داشت و ما را در سفر برگشت حداقل یک ساعت جلو انداخت، در صورت کامل شدن این جاده دو بانده سفر به همدان بسیار آسان تر و سریع تر می شود .

در نهایت ساعت 8:30 شب تهران بودیم و این سفر هم به پایان رسید.

از سوغاتی هایی که در همدان وجود داشت و تهیه کردیم می توان به انگشت پیچ اشاره کرد که خوراکی مایع ( مثل گز مایع است ) و کماج که شیرینی و نان سنتی از همدان است و در سنندج کنجد گزو ( ترکیب کنجد و صمغ درخت بلوط) بود.

 

 

دیار کردها

هر چند رمضان فرا رسیده و به طور معمول سفرهای داخلی بسیار کم میشود اما این بار با تور به همدان و سنندج میروم تا دوباره بیعتی تازه کنم با این دیار رنج کشیده در طول تاریخ پر فراز و نشیب خود.

سفر به کردستان همیشه برای من جذاب بوده و هست زیبایی های طبیعی این بخش از ایران به همراه خلق و خوی ساکنان و جاذبه های تاریخی آن ترکیبی است که در کمتر جایی می توان یافت، یادم نمی رود در یکی از سفرهایم به همراهی آرش نورآقایی دوست عزیزم و حمیدرضا مشیر در بازدید از غار سهولان و گذری بر دیگر جاذبه های مهاباد و بسیاری از شهرهای دیگر این مناطق کرد نشین بارها با مهمان نوازی و صمیمیت کردها مواجه شدیم و یادم نمی رود صورت پیر زن مهربانی را که در نزدیکی روستای خانقاه وقتی از او آدرس پرسیدیم، بعد از نشان دادن راه آنچنان تعارفمان کرد که بمانیم که گویی سال هاست ما را می شناسد و از عزیزترین کسانش هستیم ...ماندن در ویلاهای آقای مازوجی که جای خود داشت ،گپ و گفت و خربزه تازه و چای علی قازی با آن صحبت های شیرینش با لهجه کردی در مورد دخمه فخریکا (فقرگاه) هم به آن اضافه شد تا آن سفر خاطره ایی شود جاودانه و فراموش نشدنی و این بار باز هم می روم تا شاید آن خاطره یا چیزی شبیه آن زنده شود.

در مورد این سفرسه روزه و آنچه خواهد گذشت بعد از برگشت می نویسم. یا حق تا برگشت از دیار اهل حق.

تشکر از همه

مرسی از همه دوستان که با ارسال تبریک و نظرات قشنگشون و لینک کردن وب لاگم کلی من را شرمنده کردن ....نظرات را من تائید کردم، ولی متاسفانه در صفحه اصلی وب لاگ ظاهر نشده، فکر کنم یه جای کار ایراد داره (کار، کاره انگلیسی هاست) بازم سعی میکنم، بلکه بشه .

بقیه تهرانگردی در شب

خوب، همین الان از تور تهرانگردی در شب که آژانس فلامینگو مجری آن بود برگشتم خونه، عقربه های ساعت نزدیک به ۲ نیمه شب اما بهتر دیدم که همین الان هر چیزی دیدم و فکر می کنم را بگم که دست نخورده و تر و تازه تر باشه.

طبق برنامه از قبل اعلام شده که قرار بود بین ۶:۳۰ تا ۷ بعد از ظهر کاخ گلستان باشم خودم را به کاخ رسوندم، شهر خیلی شلوغ نبود به نظرم که دلیل اصلیش می تونه مسافرت های تابستانی باشه،برنامه قرار بود ساعت ۷:۳۰ شروع بشه که نشد و تقریبا با ۱ ساعت تاخیر شروع شد. و به همین نسبت هم دیر تر تمام شد،بازدید ها از تالا ر آینه، تالار سلام و تالار عاج بود و یه مراسم افتتاحیه هم دم درب اتوبوس ها برگزار شد، نوع اتوبوس هایی که انتخاب شده بود جالب بود، اتوبوس ها روباز بود و مثل اتوبوی های مخصوص گشت شهری در کشورهای دیگه اما در عمل  روباز بودن اتوبوس در برخی جاها بیشتر از اینکه مزیت باشه، یه عیب بود چون سر و صدای ماشین های اطراف خیلی مواقع نمی گذاشت صدا به صدا برسه . یه ایراد دیگه هم این بود که برخی بناهایی که در روز وقتی از کنارشون می گذرید کاملا پیداست در شب اصلا دید و نمایی برای گردشگران نداره. مسیر و برنامه ایی که برای بازدید انتخاب شده بود مسیر خوبی بود، هر چند که می توانست بهتر هم باشه ولی برای این زمان کوتاه کافی بود.

برنامه به این شرح بود: بازدید از کاخ گلستان - حرکت از میدان ۱۵ خرداد(ارک یا ارگ سابق) ـگذر از خیابان ناصر خسرو (ناصری، قدیمی ترین خیابان تهران قدیم)ـ گذر ازجلوی درب دارالفنون - گذر از میدان امام خمینی فعلی ـ میدان توپ خانه یا سپه سابق- گذر از خیابان امام خمینی ـ سپه سابق ـ گذر از جلوی موزه پست ـ گذر از روبروی سر درب باغ ملی (و میدان مشق )با توقفی کوتاه ـ ورود به خیابان ۳۰ تیر ( قوام السلطنه سابق)  گذر از روبروی موزه ملی ( موزه ایران باستان) ـ گذر از کنار بیمارستان سینا ( مریضخانه دوره قاجار)ـگذر از روبروی کلیسای انجیلی پطروس ـ در ادامه توقفی کوتاه روبروی موزه آبگینه ـ اماکن دیدنی دیگر خیابان ۳۰ تیر شامل آتشکده فیروز بهرام  دبیرستان فیروز بهرام و کلیسای مریم مقدس است که به دلیل اینکه اتوبوس از تقاطع جمهوری وارد خیابان جمهوری شد از جلوی این اماکن نگذشتیم ولی اگر کسی دوست داشته باشد با ادامه خیابان می تواند از این بناها بازدید کند- بقیه برنامه از هنگام ورود به خیابان جمهوری - گذر از روبروی هتل و کافه نادری- گذر از کنار سفارت انگلیس - میدان بهارستان - گذر از روبروی ساختمان مجلس ملی و ساختمان جدید مجلس شورای اسلامی ـ مسجدو مدرسه سپهسالار( مسجد و مدرسه مطهری فعلی) ـ گذر از ژل چوبی ـ گذر از کنار کاخ و حرم سرای قاجاری عشرت آباد ـ ورود به خیابان شریعتی ( خیابان کوروش کبیر سابق ) و در نهایت پذیرایی شام در سفرخانه سنتی .

در مجموع به نظرم اگر قرار است این تورها ادامه دار باشد باید فکری به حال اتوبوس (استفاده از اتوبوس مسقف و یا بازدید در روزها و زمان های خلوت تر ) و روشنایی اماکن در شب بشود و توقف های کوتاه در طی مسیر بیشتر باشد .

قیمت این تورها بین ۱۰ تا ۲۵ هزار تومان اعلام شده ... برای دزیافت جزئیات بیشتر می توانید با آژانس فلامینگو تماس بگیرید.

 

 

تهرانگردی در شب

تعجب نکنید، این هم یک مدل تهرانگردی دیگه!!

در مطلب قبلی گفتم که تهرانگردی داره کم کم جا می افته. حال بعد از چند روز بعد خبر دار شدم که برنامه تهرانگردی در شب به صورت منظم قراره اجرا بشود و تورهایی با قیمت مناسب و در شب برای گشت در تهران به همراه شام تدارک دیده شده، برنامه این تورها را با جزئیات بیشتر می گذارم .

امشب قراره این تورها شروع بشه و در افتتاحیه افرادی مثل آقای لاریجانی ریاست سازمان میراث فرهنگی استان تهران حضور دارند. محل اجتماع کاخ گلستان و ساعت آن ۷:۳۰ شب است.

و من هم به عنوان راهنما به همراه چند تا از دوستایی دیگه در اولین شب اجرای این تورها حضور خواهیم داشت تا برنامه ها را اجرا کنیم ، امیدوارم کارها خوب پیش برود. 

جزئیات تور و نحوه اجرا را براتون خواهم گذاشت . 

تهرانگردی

فردا میرم که تهران را بگردم اما نه تنها، با یک توریست اطریشی که دوست داره تنی به دریای سیمان و ترافیک تهران بزنه!!

تهرانگردی جزو تورهایی که این روزها اسمش برای خیلی ها کم کم داره جا می افته، خارجی هایی که به ایران می آیند اگر توقفی در تهران داشته باشند معمولا بازدید از اماکن دیدنی تهران را هم در برنامه هاشون می گنجانند، اما برای خیلی ها که در تهران زندگی می کنند تهران هنوز ناشناخته است، به نظرم این موضوع دلایل زیادی داره که جای حرف داره، اما چیزی که برام جالبه اینه که می بینم خود تهرانی ها و بقیه کسانی که از شهر های دیگه به تهران می آیند سراغ تورهای تهرانگردی را بیشتر می گیرند.

به هر حال تهران با همه بدی هایی که داره، خوبی هایی را هم در دل خودش پنهان کرده که باید دل بهش زد تا خوبی هاش را هم کشف کرد.قصد دارم در این مورد بیشتر بنویسم، تا بعد. 

 

زشت و زیبا

همین سه شنبه گذشته یعنی نیمه شعبان بود که با ۲۳ نفر کره ایی و ۱ نفر خانم ایرانی، به عنوان راهنما رفتم همدان، این یه نفر خانم هم که ایرانی بود با یه آقای کره ایی که در گروه بود ازدواج کرده بود و زن و شوهر بودن، چیزی که برام خیلی جالب بود این بود که می دیدم این ۲۳ نفر کره ایی بدون استثنا همیشه سر وقت حاضر می شدن و این یه نفر خانم ایرانی گروه بیشتر اوقات دیر می کرد، به نظر من این به این معناست که ما ایرانی ها همیشه باید خودمان را یه جوری نشان بدهیم حالا حتی شده با کارهای منفی.
یه چیز دیگه که جالب بود برام غذای کره ایی بود که یکی از خانم های کره ایی آورده بود به اسم گیمپا، یا شاید گیپا ـ کره ایی ها و آسیای جنوب شرقی ها غذا با جلبک و چیزهای دریایی زیاد درست می کنن، تو این غذا هم جلبک بود، پیشنهاد می کنم یه بار بخورید تا قدر غذاهای ایرانی را بیشتر بدونید …ولی تا جایی که فهمیدم میگن جلبک برای پوست خیلی خوبه و پوست را جوان می کنه (قابل توجه خانم ها ).